یا الله .....سید علی سیدی ابرزگه .رایس ......تقدیم به ریاست محترممهرو دوستی بوشهر خانم گلبو
داداش جونم .تقدیم به دااش گلم سلیمان سیدی......سید علی سیدی ابرزگه. ......یارب
داداش جونم داداش جونم......جونم داداش داداش جونم.......پشتم عمرم باشه داداش ......تودنیا و تو زندگیم پشتم گرمه به خان داداش. . ..توشادام تو غصه هام .....مثال کوه پشتم بوده.......جونم دداداش جونم داداش......عمرم بشه فدا یدونه از موهات.......من جایی خالی بابا رو حسش نکردم تو دلم ....چونکه بوده بابا برام............عزیز من خان داداشم........یادم میاد سال های پیش .......یه سیلی زد تو گوش من......اون روزیو که من میگم .......شاید اونم یادش نیاد.....چه روزیو دارم میگم .......خطایی کردم که داداش سیلی زده توی گوشم......بعدش که رفتم بخوابم............طول نکشید اومد نشست بالا سرم.......خودم زدم به خواب ولی .......دیدم چجوری گریه کرد.....دستشو رو سرم کشید ......با چشمای اشکی و خیس ......دل منم تاب نیاورد ......وقتی که اشکشو دیدم ...،گفتم داداش فدا سرت منم که دلگیر نبودم .....داداش جونم داداش جونم عمرم بشه فدا سرت
خونه ای مادر بزرگ .سید علی سیدی ابرزگه.یا رب.
بارون و دوست دارم کجا؟.........تو خونه ای مادر بزرگ......شبا که بارون می بارید......یه حال داشت هوایی داشته.........تو اون شبا ......گوشه ای از اتاق اون .....یه منقل پر از ذغال ........ که قوری مادر بزرگ .........همیشه اونجا میگزاشت ....بارون دوست دارم کجا؟.......تو خونه ای مادر بزرگ .......