دلم گرفته ای خدا...سید علی سیدی ابرزگه....یاخداوند

دلم گرفته ای خدا .....دلم گرفته ای خدا ........امشب از اون سباست که من .........دلم میخواد گریه کنم... . ....... بین تموم ادما بغضمو فریاد بزنم...........امشب ازا ون شباست که من دوباره دیونه بشم ...........تواین شبای بی کسیم ......عشقشو از دلم گرفت.... کسی که عاشقش شدم .... دلم میخواد داد بزنم .....که ای خدای قلب من .....تاوان چی رو پس میدم ......در این شبه تاریک و سرد ...... خونه شکنجه گاهمه .......امشب از اون شباست که من دلم میخواد زار بزنم ........عشق و امید این دلم خدافظی نکرد و رفت .......تو خونه و تو شهر دل ......عشقمو من صدا زدم .....ولی جوابی نشنید ......این دل سرد و بی کسم ........امشب از اون شباست که من دلم میخواد مست بشم ......تو مستی و تو حال خوشیم حرف دلم را بزنم .....امشب از اون شباست که من تو کوچه ها پرسه زنم ....هرکس که پرسیده کجا ........به دنبال یه هم دمم ....دلم میخواد که تا به صبح درون شهر قدم زنم ......تا وقتی بارون بند بیاد ......تا وقتی عشق من بیاد .....امشب از اون شباست که من دلم میخواد گریه کنم ........سر بزارم روی پاش یه عالمه زار بزنم.....امشب از اون شباست که من دلم میخواد داد بزنم ....بین تموم ادما بغض مو فریاد بزنم ......

[
] [ ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

یا الله .....سید علی سیدی ابرزگه .رایس ......تقدیم به ریاست محترممهرو دوستی بوشهر خانم گلبو

در این شهری که بوشهر هسته نامش..........درونش میدر خشد مهر دوستی ........میان ده ها خیریه اول است...... ودر شهر ما.. ...سر هر زبان مهر و دوستی مد است .........رایسش زنی مهربان و گل است............. زنیکی وخوبی زهر کس سر است ..........یتیمان را که باشدپناه...........وبا هر زن بی پناه هم دل است ...........زنی را که گویم دو صد مهربان.........ریاست برایش برازنده است.........وبا کار او رتبه خیریه اول است.......همینجا ودر شعر خود .........برایش هزارسال خوش ارزو میکنم ..........تقدیم به خانم گلبو و دست اندر کاران و پرسنل خیریه مهر دوستی

[
] [ ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

داداش جونم .تقدیم به دااش گلم سلیمان سیدی......سید علی سیدی ابرزگه. ......یارب

داداش جونم داداش جونم......جونم داداش داداش جونم.......پشتم عمرم باشه داداش ......تودنیا و تو زندگیم پشتم گرمه به خان داداش. . ..توشادام تو غصه هام .....مثال کوه پشتم بوده.......جونم دداداش جونم داداش......عمرم بشه فدا یدونه از موهات.......من جایی خالی بابا رو حسش نکردم تو دلم ....چونکه بوده بابا برام............عزیز من خان داداشم........یادم میاد سال های پیش .......یه سیلی زد تو گوش من......اون روزیو که من میگم .......شاید اونم یادش نیاد.....چه روزیو دارم میگم .......خطایی کردم که داداش سیلی زده توی گوشم......بعدش که رفتم بخوابم............طول نکشید اومد نشست بالا سرم.......خودم زدم به خواب ولی .......دیدم چجوری گریه کرد.....دستشو رو سرم کشید ......با چشمای اشکی و خیس ......دل منم تاب نیاورد ......وقتی که اشکشو دیدم ...،گفتم داداش فدا سرت منم که دلگیر نبودم .....داداش جونم داداش جونم عمرم بشه فدا سرت



[
] [ ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

خونه ای مادر بزرگ .سید علی سیدی ابرزگه.یا رب.

بارون و دوست دارم کجا؟.........تو خونه ای مادر بزرگ......شبا که بارون می بارید......یه حال داشت هوایی داشته.........تو اون شبا ......گوشه ای از اتاق اون .....یه منقل پر از ذغال ........ که قوری مادر بزرگ .........همیشه اونجا میگزاشت ....بارون دوست دارم کجا؟.......تو خونه ای مادر بزرگ .......



[
] [ ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران