دلم تنگه .....از سید علی سیدی ابرزگه .....یارب

دلم تنگه .......گلوم بغضه.......چشام اشکاشو میباره ....نه یاری دارم این شبها .......نه دوستی یا که همدردی.......چه دردی توی دل دارم ...که سینه ام را به درد اورد.....دلم پرشد از این هجران .....چشام خیسن از این دوری ......به یادت وقتی می افتم ........دلم پر میکشه سویت......ولی با اینکه میدانم .....تو دستات دست اون مرد......ولی باز هم همین رویا .....برام ارامش محضه .....به فکر تو که می افتم ....دلم خوشحال وسرمسته ........به دیدارت امیدبستم ........همین گرمای این قلبم. .......امید زندگیم باشه

[ جمعه 02 اسفند 1398 ] [ 17:05 ] [ bushehrsiti ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید