یا رب.سید علی سیدی.روزهای اول

یادته روزای اول......یادته شبای اول ......یادته تماس اول.....یادته قرار اول .....یادمه.. که تو میگفتی ......رنگ این روزام زشب سیاه تره......یادته اشک تو چشات بود .....وقتی حرفات تو میگفتی ......یادمه اون روزا رو خوب.....به که چه هوایی داشتی.....یادمه همش میگفتی عشق اولم تو هستی......اوروزا رو یادته ......عشق خود صدام میکردی.....هردقیقه اسم من راعزیزت صدا میکردی.......یادمه شبای اول پشت من ...تو وا میسادی .....یادمه بخاطر من که چه حرفای شنیدی........اما من هم زجرا کشیدم ......که رو حرف خود بمونم .....راست میگن عشق ادمو کور میکنه .............مثل مشروب ادم و از خود بیخود میکنه........یادته حال و هوای اون روزا .......یادته روزای اول چقد عاشقم بودی .....یادته چه خوش بودیم .....چه خوش گذشته اون روزا ....من بودم به نقش مجنون ......وتوهم لیلی دل خون .....یاد اون روزای اول .....یاد اون نگاه اول ....یاد اون تماس اول ..... هیچگاه از یادم نرفته .....

[ جمعه 18 بهمن 1398 ] [ 03:20 ] [ bushehrsiti ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید