شب عروسیت 2 سید علی سیدی

عزیزم رفتی اما من .........گله ای از تو ندارم ........حال دل بی تو خرابه ........اما چاره ای ندارم .......عزیزم رخت سفیدت .......به تنت چه خوب میادو......ارزوم بود که ببینم با چشام شب عروسیت ......راستی بهت نگفته بودم ........توبا تور سفیدت .........به به چه خوشکلی چه زیبا ......تو دلم دعا میکردم ......که دلت نبینه غم را. .........توی این شب عروسیت ....تویی این شب خاص .....اومدم تا پشت دیوار.......دستتو دیدم تو دستش ....تو ندیدی من و اون شب ......که چقد گریه می کردم .....تو دلم جا میشده یکجا .......هرچی غم هسته تو دنیا .....@@@@@@@@@@@

[ سه‌شنبه 22 بهمن 1398 ] [ 10:53 ] [ bushehrsiti ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید