کجا دارد خبر ..........سید علی سیدی . .. یارب

به دریا رفته میداند مصیبت های دریا را .........کجا دارد خبر ان کس که در خشکی وبا نازش قدم اهسته ورمیداره...........کجا دارد خبر مرد سواری که با اسبش چنان متازد در این صحرا..........زحال پیر سال خورده بدون مرکبی قدم بر میدارد اهسته ............کجا دارد خبر ان مرد ثروت مند وپولداری ............... .. زحال ان یتیمی که شب را تا به صبح می گرید زفقرشوزبی پولیش.............شب دیشب زجشن شادی ان مجلس شاهانه ای یک مرد پولداری .....زاسراف ان غذاهای بی تعداد...........هزاران طفل بی بابا یتیم یا بی کس وتنها ......شوند سیرو زنند لبخند با احساس.....کجا دار خبر زین دردهای بی پایان ......هزاران ادم پولدار........در این دنیای وانفسا ......چه کس دارد خبر از درد این مردم .......که جانش می دهد انسان .....برای اندکی ثروت ......در این روزها که یک دکتر .........طب خود را دریغ دارد ز هم نوعانش .......زبحر اندکی ثروت .........در این روزهای بی یاور ........جوانی بحر بی پولی ......فروشد کلیه خودرا ........چه کس از حال بی یاور خبر دارد .......چه کس از درد این مردم خبر دارد.....

[ شنبه 19 بهمن 1398 ] [ 05:57 ] [ bushehrsiti ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید