یا رب..بارون امشب ...سید علی سیدی ابرزگه

صدای رعد وبرق تو اسمونه .....انگار که فردا دوباره بارونه ........ای کاشکی که یارم اینو بدون .........تو این شبا به یادشم به یادشم دیونه ........به یادشم به یادشم تو این روزای بارون ..........باهم دیگه قدم زدیم اون روز به زیر بارون .....یه دست اون توی دسم .........یه دستش زیر بارون ......دیونه بودیم ما دوتا اون روزا ......باهم دیگه بدون چتر قدم زدیم ما تو بارون. ........اره هنوز به یادتم عزیزم .......با دیدن نم نم اب از توی اسمونا .......ای کاش تو هم به یاد من بیفتی........ با خیس شدن دستات به زیر بارون ...



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398 ] [ 02:05 ] [ bushehrsiti ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید