اشعار .سید علی سیدی ابرزگه .یا رب

روز و شب بگزشت ومن سرگرم اشعارم شدم.........هم غذای جسم و روحم افکار واشعارم شدن .......بی خبر از دور وبر میکنم شب را به صبح.......چون بدین سان محو اشعارم شدم........با دلی شیدایم میرسانم شب به صبح......هیچ زمان خسته نگردم چون غرق اشعارم شدم.......من تک وتنها شبا را می رسانیدم به صبح.........هم رهم یارم همین اشعار وابیاتم شد.......تفریحو سرگرمیم درزندگیم..........دفتر ابیات واشعارم شدن........من در این ایام دلم مجنون شیدایی شده.......چون تمام کاردل ابیات واشعارم شدن.........هر کسی من را بدیدبا دفتر شعرم شبا........پیش خود دیوانه میخوانیدم خطاب......... 



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 07:38 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

گل ناز.سید علی سیدی ابرزگه



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 07:16 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

دنیای ادم ها .سید علی سیدی ابرزگه .یارب

خداوندا............میان این همه خلقت..........تو انسان کرده ای اشرف........زبانش .علم وافکارش.........همه بالاتر زهرمخلوق............همه مخلوق خورند حسرت.......زعلم وحرف وافکارش......عجایب صحنه ها دیدم........... در این دنیای موجودات...........شنیدم مورچه ای گفتا خدا جون .........چرا ساختی تو انسان را........   چرا که می دهد هر دم مرا ازار ...........بدیدم گله ای شیری ..........زنند لح لح زبهر قوت روزانه..........ودیدم بچه اهوی ......میان گله ای شیری.......ولی با ذات وحشی باز .....نزد اسیب به ان اهو.......ولی دنیای انسان ها .......که باشد اشرف خاقت ومخلوقات........پراز بی رحمی و زشتیست ......پراز نیرنگ و بد ذاتیست........دراین عالم که مخلوقات .......همه غبطه خورند از بهر انسان ها.........چرا دنیای انسان ها ...........این چنین باشد .......کسی گشنه بماند می رود از یاد........کسی درمانده باشد میشود خارو .......ندارد یار و همراهی ......اگر درمانده باشی میکنن ترددت .....به رویش اورند فقرش........منت بر او نهند هردم ....نیازش برطرف کردن......در این دنیا که یک کاغذ .........سکان مملکت گیرد اندر دست .......همه بی رحم و در جنگنند ....دروغ ها کذب و نیرنگ به بار اید از این کاغذ........اگر انسان در این دنیا ببیند غرق هم نوعش........ودر پهلوی هم نوعش ببیند سنگی از الماس ........رود از یاد اون مهر و مروت ....با غرق هم نوعش ......چرا که گیرد اندر دست سنگ الماسش........



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 07:15 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

اصول ادمیت...سید علی سیدی ابرزگه. .یا الله

مومن از دینش برد سودش .............زیرک از هوشش برد سودش........عالم از علمش برد سودش ........عاشق از عشقش برد سودش....مادراز کودک برد سودش ........کودک از مادر خورد شیرش......دشمن از تدبیر تاکتیک میبرد بردش .......باخته از نادانی جهلش .......ظالم از زورش برد نفعی ........غافل از باختن بدست کبر و مغرورش.......جاهلی از جهل خود بازنده باشد.......کاسب از کارش برد سود چون به کار است.....انکه مرده اجرش از اعمال خیش است........بدبه حال ان کسی که اب برد دنیا ودرغفلت به خواب است..............خوش بحال ادمی که عالمی و عاشقی وکاسبی ومادری دارد توی ذاتش .........ادمی که این همه خصلت بگنجد توی ذاتش ......به جدیت می توان گفت که این ادم دارای  وجدان پاک است 

........



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 06:52 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

گل های یاس واطلسی سه تا بودن تو خونمون .سید علی سیدی ابرزگه

گل های یاس واطلسی .....سه تا بودن تو خونمون تو باغچمون .......بهارا وپایز ها هم....... فرقی نداشت برا گلام .......همبشه سبز و شاد بودن........تو خونمون تو باغچمون........گل های یاس و اطلسی......قربون هر سه شون برن ......گلهای یاس واطلسی عزیزتر از جونم بودن ......بزرگتر ه چه خوشکل و چه با وقار ...........اون وسطی چه مهربون و بی ریا .........کوچیکتره یکم بوده شیطون بلا.....هر روز میزاشت  یکم سربه سر همه گلها .....قربون هر سه شون برم ......من اینجا از گلهام دورم ......حالا همون سه شاخه گل........سه شاخه ای پراز گل انند .........هرسه تاشون ثمر دادن.......شکو فه های مختلف ........تو خونه ای که من میگم ......هرکسی که پا میگزاشت ........انگار تو باغ پراز گل انند ......خدا نباشه اون روزی ....گل های من تشنه بشن .......یا رنگشون عوض بشه توباد و تو فصل خزون .......گل های ناز و مهربون.......درسته که دورم زتون .........اما بشه فدای تون دل پر از محبتم ........تا وقتی که نفس دارم ......قدر گل هامو میدونم ......چرا که خواهرای من عزیز ترن برای من .....گل های نازو خوشکلم ......تو جمعتون وقتی نیستم ......دعام اینه دست خدا رو سرتون ........قربون اون شکوفه هاتون من بشم .......

شعرم دیگه تموم شده باشین همیشه تو دلم.......



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 06:20 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

گل های یاس واطلسی سه تا بودن تو خونمون .سید علی سیدی ابرزگه

گل های یاس واطلسی .....سه تا بودن تو خونمون تو باغچمون .......بهارا وپایز ها هم....... فرقی نداشت برا گلام .......همبشه سبز و شاد بودن........تو خونمون تو باغچمون........گل های یاس و اطلسی......قربون هر سه شون برن ......گلهای یاس واطلسی عزیزتر از جونم بودن ......بزرگتر ه چه خوشکل و چه با وقار ...........اون وسطی چه مهربون و بی ریا .........کوچیکتره یکم بوده شیطون بلا.....هر روز میزاشت  یکم سربه سر همه گلها .....قربون هر سه شون برم ......من اینجا از گلهام دورم ......حالا همون سه شاخه گل........سه شاخه ای پراز گل انند .........هرسه تاشون ثمر دادن.......شکو فه های مختلف ........تو خونه ای که من میگم ......هرکسی که پا میگزاشت ........انگار تو باغ پراز گل انند ......خدا نباشه اون روزی ....گل های من تشنه بشن .......یا رنگشون عوض بشه توباد و تو فصل خزون .......گل های ناز و مهربون.......درسته که دورم زتون .........اما بشه فدای تون دل پر از محبتم ........تا وقتی که نفس دارم ......قدر گل هامو میدونم ......چرا که خواهرای من عزیز ترن برای من .....گل های نازو خوشکلم ......تو جمعتون وقتی نیستم ......دعام اینه دست خدا رو سرتون ........قربون اون شکوفه هاتون من بشم .......

شعرم دیگه تموم شده باشین همیشه تو دلم.......



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 06:20 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

گل های یاس واطلسی سه تا بودن تو خونمون .سید علی سیدی ابرزگه

گل های یاس واطلسی .....سه تا بودن تو خونمون تو باغچمون .......بهارا وپایز ها هم....... فرقی نداشت برا گلام .......همبشه سبز و شاد بودن........تو خونمون تو باغچمون........گل های یاس و اطلسی......قربون هر سه شون برن ......گلهای یاس واطلسی عزیزتر از جونم بودن ......بزرگتر ه چه خوشکل و چه با وقار ...........اون وسطی چه مهربون و بی ریا .........کوچیکتره یکم بوده شیطون بلا.....هر روز میزاشت  یکم سربه سر همه گلها .....قربون هر سه شون برم ......من اینجا از گلهام دورم ......حالا همون سه شاخه گل........سه شاخه ای پراز گل انند .........هرسه تاشون ثمر دادن.......شکو فه های مختلف ........تو خونه ای که من میگم ......هرکسی که پا میگزاشت ........انگار تو باغ پراز گل انند ......خدا نباشه اون روزی ....گل های من تشنه بشن .......یا رنگشون عوض بشه توباد و تو فصل خزون .......گل های ناز و مهربون.......درسته که دورم زتون .........اما بشه فدای تون دل پر از محبتم ........تا وقتی که نفس دارم ......قدر گل هامو میدونم ......چرا که خواهرای من عزیز ترن برای من .....گل های نازو خوشکلم ......تو جمعتون وقتی نیستم ......دعام اینه دست خدا رو سرتون ........قربون اون شکوفه هاتون من بشم .......

شعرم دیگه تموم شده باشین همیشه تو دلم.......



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 06:20 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

دنیای پست این روزها .....سید علی سیدی ابرزگه ...یا رب

خودتو خسته نکن توی این دنیای پست......انکه از دیده برفت از دل واز یاد برفت.......عاشقا اینجورین توی این شعرای من ........اگه باور نداری کو کجاست اون عشق من .........ادما این زمونه با تو ان تا تو خوشی...........وقتیم که ناخوشی باتو مثل دشمنن...........اینارو من نمیگم .......دل عاشقا میگن ای حرفارو.......دیگه عاشق نمیشه این دل من.........رو دلم جای هزارتا خنجره .......با توام کسی که ضخم زدی به من.......امروزو یادت بیار وقتی که ضخم بزنند روی دلت .......وقتی که یادم میاد حرفای تو .........دردش از هر چه غمه چه بدتره ......یادمه از عشق هزار جمله میساختی تو برام.......پس چیشد کو کجاست جز یه رداز خیانتت. ............



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 03:05 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

یا خدا .سید علی سیدی ابرزگه .برو برو که بعد تو

برو برو ولی بدون ........که بعد تو نای ندارم بخونم .....برو برو ولی بدون ......هیچوقت نمیبخشم تورا ....برو برو ای عشق من ......خدانگهدارت باشه....نگاه به پشت سر نکن .......که اشک چشمام بباره.......ای عشق یک دونه من .....این وبدون حالم بده همه نگاه هام به دره .......بیای و دستاتو بزاری رو چشام ......تا بلکه خوابم ببره.....برو برو عزیز من ......به هر کجا که راحتی ......به پشت سر نگاه نکن ......نزار که اشکام بباره......برو و فکر به من نکن ......اینجوری خیلی راحتم ........توی دلم یه ارزوست .......فقط همین عزیز من .....که وقط جون دادن من .....دست تو رو چشم بزار.......برو برو ولی بدن که تا عبد ......همیشه عاشقت منم........



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 02:52 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

یا رب .سید علیر



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 02:44 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]
صفحه قبل1...67891011صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران