خیانت ...........سید علی سیدی ابرزگه ....یاهو

نمیدونم دلیل گریه هام چیست ......همین خودکار در دستم برایش معنی نیافت.......هزار بار تا به صبح این جمله را من با خودم گفتم ..........میان من ومعشوقم وجب اندازی نیست ........ولی ان روح سرشارش هزاران فرسخی دور است .......ولی صبح ها که پا میشم صدایم میزند عشقم .........دل ساده . وخوش باور .درون سینه بی تاب است .......دل ساده وخوش باور نمیدانست .......که او بازیگر فیلم است ......وسلام 



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 02:24 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

به نام خدا......به یادتم .سید علی سیدی ابرزگه..

تیک تیک ساعت هنوز تو گوشمه......تموم حرفات هنوز توگوشمه.......صورت زیبات هنوز توچشممه .......خنده زیبات بانگاهتم هنوز به یادمه ......توعشق زیبام هنوز تو قلبمی.......خاطره هات هم هنوزتو دفتره........تیک تیک ساعت هنوز تو گوشمه ......تموم حرفات هنوز تو گوشمه.....



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 02:17 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

یا هو ....چشم به راه ........سید علی سیدی ابرزگه

غم دارم توی دلم هزار هزار .......چش به راهت میشینم دلم شده دل بیقرار.........ابریه امشب اسمون چشام .......امشب قراره بباره این اسمون صدام.......دل شده امشب بیقرار نگاهش......یارم قراره بیادودلم شده چش انتظار.....امشب قراره بیادو ......من سر بزارم روی پاش.......پس چش به راهت میشینم عزیزم ....دیر نکنی دیرنکنی ازانتظارت بمیرم عزیزم........غم دارم توی دلم هزار هزار......چش به راهت میشینم دلم شده دل بیقرار.......



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 02:13 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

یا رب..بارون امشب ...سید علی سیدی ابرزگه

صدای رعد وبرق تو اسمونه .....انگار که فردا دوباره بارونه ........ای کاشکی که یارم اینو بدون .........تو این شبا به یادشم به یادشم دیونه ........به یادشم به یادشم تو این روزای بارون ..........باهم دیگه قدم زدیم اون روز به زیر بارون .....یه دست اون توی دسم .........یه دستش زیر بارون ......دیونه بودیم ما دوتا اون روزا ......باهم دیگه بدون چتر قدم زدیم ما تو بارون. ........اره هنوز به یادتم عزیزم .......با دیدن نم نم اب از توی اسمونا .......ای کاش تو هم به یاد من بیفتی........ با خیس شدن دستات به زیر بارون ...



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 02:05 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

یا الله ....گل زیبا .سید علی سیدی ابرزگه .

زیبا تر از تو گلی ندیدم........شکوفه ای شکو فه ای عزیزم......چتر گل و شکو فه هات وا کن.....تا کور بشن چشم همه حسودا ......زیبا تر از هر چه گل بهاری ........گل چی بگم مثل فرشته هایی......با دیدنت بوی بهشت و میدی........انگار شکوفه های از گل بهشتی .....یه دونه ای یه دونه ای گل من .......تو اشرفی .اشرف خوشکلایی..اشرف من تو اشرفی تو گل ها......گل چی بگم مثل فرشته هاییی .............سلام وتقدیم به ان کسی که عزیزه. همیشه برام



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 01:53 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

یا رب....یار محبوب 2.

کجای یار محبوبم .....کجایی اشرف خوبم......تویی لیلای سرشادم ودل زنده........کجای بی تو من پیرم .......کجای یار دیرینم ... . کجای عشق شیرینم ........کجا هستی تو ای لیلای تن ناز.......من از دوریت شدم مجنون دل چاک.......تولیلی منی در دل ......منم در بی ستون مشغول... ... کجای اشرف خوش روم .......کجای ای گل خوش بوم ..... ..دعای من همین باشد .. ......خدایا اشرفم دلشاد باشد....... .غمش را مال من گردان .......تقدیم به ان کس که میداند دوستش دارم



[ پنج‌شنبه 17 بهمن 1398
] [ 01:46 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

post

با سلام خدمت دوستان وبازدید کنندگان عزیز مجموع 150 شعر ودل نوشته از سید علی سیدی ابرزگه در حال چاب در همین وب لاگ وهمین سایت تا چند روز اینده ثبت خواهد شد .درود وسلام من این جانب سید علی سیدی به تمام مردم کشور عزیزم ایران زمین به خصوص بخصوص مردم شهید پرور وخون گرو روستای ابرزگه شهرستان لنده



[ چهارشنبه 16 بهمن 1398
] [ 04:39 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

دل نوشته ای از سید علی سیدی ابرزگه .یا رب

دوباره شب .شب .شب .کلمه ای که رنگش با رنگ بخت و اقبال من یکی هست.شبها تا سپیده دم بیدارم .به زندگی می اندیشم .که خدایا کی زندگی ان روی خوشش را به من نشان می دهد .نوبتی هم باشد نوبت من است .وبا هزار رویا وامید ناگهان خواب خاهم رفت .ولی صبح گاه .با صدای جیک جیک گنجشکان که بلند میشم .به خودم نگاه میکنم میبینم تا همان پیراهن پاره وهمان نمد وزیلوی نم دیده زیر پایم هست .به فکری عمیق فرو خواهم رفت .که چرا من هم مثل بقیه خوشبخت نمیشوم .ولی دریغ وصد افسوس که نوبت من زمانی بود که من وقتم را صرف سرگرمی های دیگری میکردم .والان نوبت نوبت دیگران هست وبعد با خودم میگویم .بزار زیلویم به گرما بندازم تا خشک شود .وشب راحت تر بتوانم بخوابم .ولی حیف حیف وهزاران افسوس خواهم خورد  وبه همین زیلوی نم دیده  اکتفا میکنم .چرا چون گزشته دیگر هیچ گاه بر نخواهد گشت ....وسلام سید علی سیدی ابرزگه



[ چهارشنبه 16 بهمن 1398
] [ 04:17 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

سید علی سیدی ابرزگه ....تقدیم به ان که میدانم دلش را شکستم ......سلام

سلام ای عشق زیبایم ......سلام ای یار خوش سیمام .....سلام ای مهربون من ......سلام شیرین زبون من......سلام ای عشق دلگیرم .....سلام ای عشق دل پیرم.... ..خدایا عشق من را تو دلش را شاد گردان...........غمش را سهم من گردان .......خدایا تواین دنیا .......زعمر من بکاهی تو به عمر عشق من افزا.......ودر پایان این شعرم .......غمانش را مال من گردان........تقدیم به اش



[ چهارشنبه 16 بهمن 1398
] [ 03:45 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]

بوی خوش بارون.......سید علی سیدی ابرزگه...یاخداوند یکتا

بهارو دوست دارم هنوز .....چون تو را یادم میاره .........درسته که دلم شادی نداره........اما بهار بوی خوش بارون باخود میاره........بهار گلها سبزن ودلها شادن......ادم ها با دلای شاد توی بهار می گردن.......برای من با یه دل شکسته .......بهار یه فصل درد بارنگ زرده.........یاد تو هست دلخوشیم تو این فصل.....که خیس خیس زیربارون قدم زدیم توی شهر.....توی دلم یه غم همیشه کهنه است.....جدا شدیم ما دو نفر تو این فصل.......بهارو دوست دارم هنوز ....چون تو را یادم میاره......درسته که دلم شادی نداره .......اما بهار بوی خوش عطر تو را میاره.......به زیر بارون تو بهار که میرم.....حس میکنم دست تو را الان دارم میگیرم.....وقتی که بارون میزنه این شبا......حس میکنم تو هم یادت میان اون شبا ......بهارو دوست دارم هنوز ....چون تو را یادم میاره.......بوی خوش عطر تنت بارون باخود باز میاره....



[ چهارشنبه 16 بهمن 1398
] [ 03:37 ] [ -سید علی سیدی ابرزگه ]
صفحه قبل1...7891011صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران